خيلي از ما آدم‌ها مشکل‌مان بي‌محبتي نيست؛ مشکل‌مان بي‌مرزي است. آن‌قدر در دسترسيم، آن‌قدر توضيح مي‌دهيم، مي‌بخشيم و کوتاه مي‌آييم که يک روز مي‌بينيم ديگران به‌راحتي از روي‌مان عبور مي‌کنند و ما مي‌مانيم با دلي خسته، فرسوده و پر از حرف‌هاي نگفته.

به گزارش گروه اجتماعي پایگاه خبری شمال اصفهان ؛ خيلي از ما آدم‌ها مشکل‌مان بي‌محبتي نيست؛ مشکل‌مان بي‌مرزي است. آن‌قدر در دسترسيم، آن‌قدر توضيح مي‌دهيم، مي‌بخشيم و کوتاه مي‌آييم که يک روز مي‌بينيم ديگران به‌راحتي از روي‌مان عبور مي‌کنند و ما مي‌مانيم با دلي خسته، فرسوده و پر از حرف‌هاي نگفته.
مرز يعني چه؟
مرز يعني بداني کجا بايد «بله» بگويي و کجا «نه». يعني تشخيص بدهي تا چه اندازه اجازه‌ ورود به زندگي، وقت و احساساتت را مي‌دهي و از کجا به بعد، حريم خصوصي‌ات شروع مي‌شود. مرز ديوار کشيدن يا قطع رابطه نيست، بلکه قانوني نانوشته در دل رابطه است که اگر وجود نداشته باشد، صميميت کم‌کم به فرسايش تبديل مي‌شود.
چرا بسياري از ما مرز نداريم؟
نبود مرز اغلب از ترس‌ها و آموزش‌هاي نادرست مي‌آيد. خيلي‌ها از اين مي‌ترسند که اگر «نه» بگويند، دوست‌داشتني نباشند يا ديگران را از خودشان برانند. بعضي‌ها هم در خانواده‌هايي بزرگ شده‌اند که حريم شخصي معنايي نداشته و کسي يادشان نداده خواسته‌هايشان حق طبيعي آن‌هاست. از طرف ديگر، در ذهن بسياري از ما محبت با فداکاري افراطي گره خورده؛ جايي که آدم فکر مي‌کند براي خوب بودن بايد خودش را ناديده بگيرد و رضايت ديگري را به هر قيمتي حفظ کند.
نشانه‌هاي بي‌مرزي در روابط
وقتي مرزها کمرنگ مي‌شوند، نشانه‌هايش آرام‌آرام خودشان را نشان مي‌دهند. ديگران به‌سادگي وقت و انرژي‌ات را مي‌گيرند، بعد از کمک کردن احساس دلخوري و خستگي داري، مدام خواسته‌هايت را قورت مي‌دهي و با اين‌که از درون تحت فشاري، جرأت اعتراض نداري. اين حسِ مداومِ سوءاستفاده شدن، زنگ خطري است که مي‌گويد مرزهايت سوراخ شده‌اند.
پيامدهاي نداشتن مرز
بي‌مرزي فقط يک رفتار ساده نيست؛ پيامدهاي جدي رواني دارد. فرسودگي، خشم پنهان، روابط ناسالم و کاهش عزت‌نفس از نتايج مستقيم آن است. آدم‌هايي که مرز روشني ندارند، معمولاً ناخواسته جذب افراد کنترل‌گر مي‌شوند، چون نبود مرز، دعوتي خاموش براي عبور ديگران است.
چطور مرز سالم بسازيم؟
ساختن مرز سالم از گفتن شروع مي‌شود. مرزي که فقط در ذهن بماند، وجود خارجي ندارد و بايد محترمانه و شفاف بيان شود. لازم نيست براي «نه» گفتن توضيح‌هاي طولاني بدهي يا خودت را توجيه کني؛ «نه» خودش جمله‌ کاملي است. طبيعي است که در شروع، احساس گناه سراغت بيايد، اما اين احساس ماندگار نيست و با تمرين از بين مي‌رود. مهم‌تر از همه اين است که بداني مرز داشتن بي‌ادبي نيست؛ مرز، شکلي از احترام به خود است.
نظر مشاور
بسياري از آدم‌ها نه به‌خاطر بدي ديگران، بلکه به‌خاطر مهربانيِ بي‌حد خودشان آسيب مي‌بينند. روابط سالم با فداکاري افراطي زنده نمي‌مانند، بلکه به مرزهاي روشن و محترمانه نياز دارند. اگر هميشه از خودت بگذري، ممکن است يک روز به جايي برسي که ديگر چيزي از خودت باقي نمانده باشد. مرز بکش، تا هم خودت بماني و هم رابطه‌ات.
تهيه و تنظيم: سرهنگ نسيبه جعفري، کارشناس مرکز مشاوره آرامش معاونت فرهنگي و اجتماعي فرماندهي انتظامي استان اصفهان

/انتهای پیام/